تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
به صيقل ذكر ازاله آن كند تا عرش دل چون فلك اطلس از نقش غيرساده شود ، در اين وقت سلطان رايت سلطنت برافراشته ملك دل را مسخّر گرداند . » - اهل ظاهرى را مطلوب آن باشد كه خداى تعالى از ايشان راضى باشد تا از خشم و عقاب ايمن باشد و اهل حقيقت را مقصود آن بود كه ايشان از خداى تعالى راضى باشند و آن چنان بود كه ايشان را هيچ حالى از احوال مختلف ، مانند مرگ و زندگى و بقا و فنا و رنج و راحت و سعادت و شقاوت و غنا و فقر مخالف طبع نباشد و يكى را بر ديگرى ترجيح ندهند ؛ زيرا همه را از بارى تعالى مىدانند ، محبت او تعالى در طبايع ايشان راسخ است ، پس بر مراد و اراده او هيچ مزيد نمىطلبد و به هر چه پيش آيد راضى باشند . - صاحب مرتبه رضا هميشه در آسايش باشد ، چه او را بايست و نبايست نباشد ، بل بايست و نبايست او همه بايست باشد و رضوان من اللَّه اكبر . شعر
مگو كه موج دريا و بحر غير هم‌اند * كه موج چون بنشيند بگوييش دريا « 1 »

( 3290 ) ابوجعفر ، مولانا محمد بن على نسوى « 2 » ، معروف به محمد عليان

بلندترين اهل معرفت از جهت همت و صاحب كرامات ظاهره و از كبار مشايخ نساء و شاگرد اخلاقى ابوعثمان حيرى - متوفى به سال 298 - است . چون براى مسايل و واقعه‌هاى خود از نساء قصد زيارت استاد مىنمود ، در راه هيچ
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 73 ؛ رياض العارفين ، ص 219 . ( 2 ) . نسايى / نَسَوى : منسوب به نساء ، شهرى در خراسان .