تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨

( 3288 ) مولانا شمس‌الدّين زردوز محمدعلى بن ملك‌داد تبريزى

صاحب شور و جذبه قوى و كرامت و از شاگردان ابوبكر سله بافى تبريزى و ركن‌الدّين سنجاسى و باباكمال جندى است . سال 645 از دنيا رفت و در جنب مزار مولانا بهاءالدّين ولد محمد بن حسين و يا در مدرسه مولانا نزد بانى مدرسه امير بدرالدّين به خاك سپرده شد . « 1 » ديوانى كه به نام وى است ، از مولانا مولوى است كه به نام وى انشا نمود و شهرت پيدا كرد . شعر
- اگر تو عاشق عشقى و عشق را جويا * بگير خنجر تيز و ببر گلوى هوا طريق عشق همه مستى آمد و پستى * چو سيل پست رود كى رود سوى بالا كسى كه نوبت الفقر فخر زد جانش * چه التفات نمايد به تاج و تخت لوا دلا نزد كسى بنشين كه او از دل خبر دارد * به زير آن درختى رو كه آن گل‌هاىتر دارد در اين بازار عطّاران مرو هر سو چو بىكاران * به دكّان كسى بنشين كه در دكّان شكر دارد هله نوميد نباشى كه تو را يار براند * گرت امروز براند نه كه فردات بخواند
هامش
( 1 ) . در سرخاب تبريز و نيز در خوى ، مزارى است معروف به مزار شمس‌الدّين تبريزى ، ايشان غير مولانا مىباشند .