خوشحال شدن دل ، به نداشتن چيزى و ملازمت تحمل اذيت از تمامى مردم و هر چيزى كه از مردم به او مىرسد ، مىگويد من بزرگتر از آن را مستحقم و مىبيند كه او مستحق آتش و به خاكستر شدن صلاحيت دارد .
- پرسيدند : عارف كيست ؟ گفت :
« من وافَق معروفَه في أوامره ، و لم يخالفه في شيء من أحواله ، ويتحبّبَ إليه بمحبّة أوليائه ، و لايفتر عن ذكره طرفةَ عين . »
كسى است كه كار نيك را در اوامر حق موافقت كند و با او در چيزى از حالاتش مخالفت نكند و با محبت اوليايش به او محبت ورزد و از ياد او چشم بر هم زدنى سستى نورزد .
- پرسيدند : محبت چيست ؟ گفت : ايثار است براى محبوب .
- پرسيدند : توكّل چيست ؟ گفت : در اصل ، متابعت علم است و در حقيقت ، كامل شدن يقين .
- پرسيدند : مريد كيست ؟ گفت : آن كه سه چيز از امور در او موجود باشد ، آن كه خوابش در وقت غلبه باشد و خوردنش به وقت فاقه و سخنش در وقت احتياج به استفاده از استاد . « 1 »
( 3263 ) مولانا محمد بن على بن جمال نيرانى
هامش
( 1 ) . تذكرة الاولياء ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 94 ؛ نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شمارهى 216 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 357 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 223 . ظاهراً وى غير از ابوجعفر كتانى است كه در حرم مجاور بود و رسولاللَّه را زياد در خواب مىديد و از آن حضرت سؤالات مىنمود ، اگرچه متأخرين هر دو را يكى شمردهاند ولى قدماى از اهل تراجم دو نفر شمردهاند ؛ لذا ما تا حدودى كه ممكن باشد كلمات و گفتارشان را از يكديگر جدا كرده و در دو مورد ذكر مىكنيم ، آن چه از ترجمه ابوجعفر ظاهر مىشود خوابها مربوط به وى است .