( 3246 ) مولانا محمد بن عزالدّين شيرين تبريزى مغربى ، مشهور به شمس مغربى
از فحول موحدين و صاحب علم و عمل و حال قوى و از شاگردان اخلاقى شيخ مجدالدّين اسماعيلى سيسى است . مولدش از قريه انتبه [ امند ممند ] در نواحى تبريز بود [ از قراى رودقات ] سال 809 يا 810 قمرى در سن شصت سالگى از دنيا رحلت نمود . مزارش در سرخاب تبريز در حظيرهى بابا مزيد محمد و يا در اصطهبانات فارس است . « 1 » وى را غير از ديوان معروف ، رسالهاى است به نام جام جهان نما كه جامع كليات علم توحيد و رساله اسرار توحيد و دررالفريد فى معرفةالتوحيد است .
شعر
- چشم حق بين به جز از حق نتواند ديدن * باطل اندر نظر مردم باطلبين است
اگر او ديدهاى دادت كه ديدارش به او بينى * طلب كن ديده ديگر كه ديدار دگر دارد
اگر هر ساعتى صد بار رخسارش به صد ديده * همى بينى مشو قانع كه رخسار دگر دارد
كجا شود به حقيقت عيان جمال حقيقت * اگر مظاهر و آيينهى مجاز نباشد
چون تواند دم ز آزادى زدن آن كس كه يار * هر زمانش مىكشد در بند گيسوى ديگر
هامش
( 1 ) . مزار وى را در اصطهبانات شيراز و مولدش را در نايين هم نوشتهاند .