به طرف گناهى برگردد . اين شخص به او نيكى شده است ، گروهى گناه مىكند سپس همواره گناه مىكند و محزون مىگردد و گريه مىكند ، اين شخص هم اميدى برايش هست و هم ترس بر او مىباشد ، گروهى گناه مىكند و پشيمان نمىشود ، يا پشيمان مىشود ولى محزون نمىگردد و گناه مىكند و گريان نمىشود : پس اين شخص خيانت كنندهاى است كه از راه بهشت به سوى جهنم منحرف مىباشد .
- « يا أخي ! هَب أنّ الدنيا كلّها في يديك ، فانظُر ما في يديك منها عند الموت . »
اى برادرم ! فرض كن تمامى دنيا در دستانت مىباشد ، ولى نگاه كن كه هنگام مردن چه چيزى از آن در دستت مىباشد .
- « من شرط الزّاهد أن يفرح بتحويل الدنيا عنه . »
از شرط زاهد آن است كه خوشحال شود كه دنيا از او برگشته است .
- « إعلَم أنّ للموعظة غِطاء ، وكشفُ غطائها التفكّر ، ولحاجتك إلى العظة أكثر من حاجتك إلى الصلة ، وأخاف أن لاتجدَ لها موضِعاً في عقلك مع ما فيها من هموم الدنيا . »
بدان كه براى موعظه پردهاى است و كشف آن پرده تفكر است و حتماً نيازت به موعظه بيشتر است از نيازت به پاداش و از اين كه با وجود اندوههاى دنيا در عقلت ، محلى براى موعظه در آن پيدا نكنى ، مىترسم . « 1 »
( 3212 ) خواجه محمد صدّيق كججانى
وى اهل معرفت و از شاگردان اخلاقى جدّش شيخ محمد است . در ماه ذىالحجه سال 607 در سن 63 سالگى از دنيا رفت . مزارش در قريه كججان تبريز ، معروف است .
شعر خوب مىسرود ، ديوانش تا قرن يازدهم موجود بوده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 95 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 8 ، ص 203 .
( 2 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شمارهى 164 .