گفتار
- « النّاس عندنا ثلاثة : زاهد وراغب وصابر ؛ فأمّا الزّاهد فلايفرح بما يؤتى منها ، و لايحزن على ما فاته منها ؛ والصّابر القلب منها مثلان : فهو في الظّاهر زاهد وفي الباطن صابر ما أشبهه بالزّاهد ، وليس هو به ؛ و أمّا الرّاغب فأولئك في خوض يلعبون ، مفصحون لايشعرون . »
مردم نزد ما سه دسته هستند : زاهد و راغب و صابر ، اما زاهد خوشحال نمىشود نسبت به آن چه از دنيا به او داده شود و محزون نمىشود نسبت به آن چه از دنيا از دست بدهد و صابر ، قلبش نسبت به دنيا دو قسم است : در ظاهر ، زاهد است و در باطن ، صابر است كه چه قدر به زاهد شبيه است ، اما زاهد نيست و اما انسان راغب ، پس او در بازى كردن فرو مىرود ، آشكار مىكنند كه نمىفهمند .
- « همّة العاقل في النجاة والهرَب ، و همّة الأحمق في اللهو و الطرَب . »
همت عاقل در نجات پيدا كردن و فرار كردن است و همت احمق در بيهوده گذراندن و خوشحالى نابه جاست .
- « عجباً لعين تلذّ بالرقاد ، وملك الموت معه على وَساد . »
تعجب است از چشمى كه از خوابيدن لذت مىبرد ، در حالى كه ملكالموت با او بر بسترش مىباشد .
- « مَن رضى الدنيا من الآخرة حظّاً فقد أخطأ حظّ نفسه ، و من أراد الحظّ الأكبر من الآخرة وسعى لها ، سعيها و أعمَل نفسَه لها فهانت عليه الدنيا وأجمع ما فيها . »
كسى كه از دنيا خشنود باشد در بهره بردن به جاى آخرت ، پس به تحقيق در بهرهى خويش خطا رفته است و كسى كه بهرهى بزرگتر از آخرت بخواهد و براى آن سعى كند و نفسش را براى آن به كار بندد ، پس دنيا و آن چه در آن است ، بر او خوار خواهد شد .
- « الصبر على طاعة اللَّه فرع الخير وتمامه . »
صبر بر طاعت خداوند ، شاخهى خوبى و تمام خوبى است .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١١١