اصفهان مدفون گرديد .
شصت سال در يكى از حجرات فوقانى مدرسه نيمآورد اصفهان مجرّدانه به سر مىبرد و تمام بضاعت و اثاث حجرهاش به قيمت ناچيزى درمىآمد . در شبانه روز جز مختصرى نمىخوابيد و از كسى چيزى قبول نمىكرد ، هر سال ده و يا بيست روز به درو مىرفت و روزى يك من و نيم جو دستگيرش مىشد [ به سنگ شاه ] و تمام سال امور خود را با همان مىگذراند ، هر روز قدرى از آن را نيمكوب مىكرد و با آب و نمك در ديزى گلى مىپخت و مىخورد و هميشه متشكر و متذكر بود . در زمستان و تابستان زيرانداز نداشت و از پلاس كهنهاى استفاده مىكرد . خود را با آب سرد شست و شو مىداد ، زود زود از حجره بيرون نمىآمد . شبها چراغ دلش روشن و چراغ منزلش خاموش و تاريك بود . يك ورق كتاب نداشت اما در همه علوم ، به خصوص در حكمت الهى و علوم رياضى استاد بود و طلاب دسته دسته از مدرسش استفاده مىنمودند . فيضش به مردم مىرسيد و [ عجيب اين كه ] مادامالحيوة ناخوشى نديد ، مگر در اواخر عمر . « 1 »
( 3058 ) ابوالبركات محمد بن حسن انصارى حموى ، معروف به نفيس
اهل معرفت و از معاصرين كمال كوفى - قرن 6 - است .
( 3059 ) شيخ محمد حسن بيات نيشابورى
عالمى جليل و موحّدى كامل است . ابتدا از نيشابور به ارض اقدس رضوى براى
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 107 .