گفتار
- عمار قد بلندى داشت و نوع كلامش اين بود : به خدا پناه مىبرم از فتنهها .
نقل است كه روزى بر كنار شط « 1 » مىگذشت و مىگفت :
« اللّهم ! لو أعلَم أن أرضى لك عنّى أن اتردّى ، فأسقط ، فعلت ؛ ولو علمت أن أرضى لك عنّى أن القِى نفسى فى هذا الماء ، فأغرُقُ فيه ، فعلتُ . »
خدايا ؛ اگر مىدانستم كه لغزيدن و روى زمين افتادنم مورد خشنودى تو است اين كار را مىكردم و اگر مىدانستم كه انداختن خودم در اين آب و غرق شدنم در آن مورد رضايتت مىباشد انجام مىدادم .
- و مىگفت رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود :
« ثلاث خصال مَن جمعهنّ فقد جمع خلال الإيمان : الإنفاق من الأقتار ، والإنصاف من نفسك ، وبذل السّلام للعالم . »
سه خصلت است كه هر كس هر سه آنها را دارا باشد ، همهى خصلتهاى ايمان را در وجود خود جمع كرده است : بخشيدن مال در حال نادارى ؛ انصاف ورزيدن عليه خود ؛ و سلام دادن به همگان . « 2 »
( 2588 ) خواجه اختيار الدّين عمر
صاحب كرامات و كشف و حالات است كه با خواجه محمّد ساوى مصاحبت داشت . چهاردهم محرّم الحرام سال 809 دار دنيا را وداع گفت و مزارش در روضه ايرج است [ گويا در دهلى باشد ] .
هامش
( 1 ) . شَطّ : 1 . شطّ فرات ؛ 2 . شطّ عثمان ، مكانى واقع در بصره .
( 2 ) . تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ص 220 ، ج 2 ، شمارهى 8598 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 11 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 1 ، ص 139 .