رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود :
« إنّ آخر شىء تزوّده من الدّنيا ضيحةُ لبَن ، واللَّه لو هزمونا حتّى يُبلِّغونا سُعاف هَجر ، لعلمِنا أنا على حقّ وهم على باطل . »
همانا آخرين چيزى كه از دنيا توشه مىگيرى شربتى از شير است . به خدا سوگند ، اگر ما را شكست بدهند و ما را تا به درختان خرماى منطقهى « هجر » برسانند ، باز از اين باور دست بر نمىداريم كه ما حقّ هستيم و دشمنان ما باطل هستند .
اميرالمؤمنين جسد وى را به خيمه آورده و خون از چشمانش پاك مىكرد و مىگفت :
ما ظَبية تسبى الظُباء بطرفها * اذ انبعثت خِلّنا بأجفانها سحراً
آهويى كه با [ افسون ] گوشهى چشم خود آهوان ديگر را به اسارت در مىآورد و
آنها را سحرگاهان بيدار مىكند
بأحسن ممّن خضّب السّيفُ وجهَه * دماً فى سبيل اللَّه حتّى قضى صبراً
زيباتر از كسى كه در راه خدا با شمشير چهرهاش خونآلود شده و پس از
استقامت جان داده ، نيست .
اوّلين مسجدى كه در اسلام ساختند ، مسجد قبا بود كه به دست وى در مدينه بنا نهاده شد .
روزى رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - از ابطح مىگذشت ، ديد عمّار و مادر و پدرش را در ميان ريگهاى گرم مكّه عذاب مىدهند ، فرمود - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - :
« صبراً آل ياسر ! موعِدكم الجنّة ، ما تريدون مِن عمّار ، عمّارُ مع الحقّ والحقّ مع عمّار ، حيث كان عمّار جلدة بين عينى ، وأنفِى تقتله الفئة الباغية . »
اى خاندان ياسر ! صبر كنيد ، وعدهگاه شما در بهشت است ، از عمار چه مىخواهيد ، عمار با حق است و حق با عمّار است ، هر جا بوده باشد ، عمّار پوست بين چشم و دماغم مىباشد ، گروه طغيانگر او را مىكشند .