روزى نزديك غروب آفتاب مهمان بر وى وارد شد . مهمان را نگاه داشت تا با خودش افطار كند . شب در خواب به وى فهماندند كه تو به وعده خود عمل نكردى ما هم سنّت نيكوى خود را از تو برداشتيم ، بعد از آن به معاتبه حق گرفتار شد و آواره گشت ، در عين حال سر تسليم فرود آورد . عبّاس فقير گويد : وى را در خرابهاى مرده ديدم كه يكى از گوشهايش را موش بيابانى خورده بود . [ اين است خلاصه معاتبهى وى ] . « 1 »
( 2593 ) حاج عمران طايفى
( 2594 ) شيخ عمران كردى
اهل معرفت و صاحب رياضات و مجاهدات است . ساكن بركة ميدان خارج قاهره بود و در قرن 9 مىزيست . مزارش در تربت خشقدم « 2 » مىباشد . « 3 »
( 2595 ) شيخ عمر بجايى مغربى « 4 »
از ابرار و اتقيا و مورد توجّه خاصّ و عام و صاحب كرامات است كه اخبار از مغيبات مىداد . سال 920 از دنيا رفت و در قرافه مصر به خاك سپرده شد . « 5 »
هامش
( 1 ) . نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شمارهى 351 .
( 2 ) . شايد لفظ خشقدم فارسى باشد به اين طريق نوشته شده ( خوش قدم ) .
( 3 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 76 .
( 4 ) . بجايى / بجاوى : منسوب به جايه از بلاد مغرب ؛ مغرب : اين واژه در اصطلاح جغرافياى بلاد اسلامى ، مغرب كشورهاى شمال آفريقا ، تونس ، الجزاير ، ليبى و مراكش ( مغرب كنونى ) را شامل مىشود .
( 5 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 129 .