تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥

( 2596 ) مولانا عمر بزّاز

( 2597 ) عمره امرائه حبيب

عابد بزرگوارى است كه شب را تا به صبح به عبادت و بيدارى بسر مىبرد چون صبح مىشد ، به شوهر خود مىگفت : « 1 » « قد ذهب اللّيل ، وجاء النّهار ، وانقض كوكب الملأ الأعلى ، وسارت قوافل الصّالحين ، وأنت متأخّر ، لاتُدركهم . » به تحقيق شب رفت و روز آمد و ستاره‌ى عالم بالا افول كرد و قافله‌هاى صالحين رفتند و تو عقب ماندى ، به آن‌ها نمىرسى . گفتار - وقتى چشم‌هايش درد مىكرد كسى به وى گفت ؛ درد چشمت چگونه است ؟ گفت : « وجع قلبى أشدّ . » درد قلبم شديدتر است .

( 2598 ) شيخ عمر بن حاتم عجلونى « 2 »

عالمى صاحب معرفت و كرامات و مجاهدات و مكاشفات است . از بلد عجلون
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 57 . ( 2 ) . عجلونى : منسوب به عجلون ، منطقه‌اى واقع در شرق كشور اردن .