قيامت و به روز نشأت آخرت با بهايم و حشرات محشور مىگردد و هر كه عقل را مطيع و فرمانبردار و حكمپذير نفس اماره ساخت و در خدمت قواى بدنى كمر بندگى بر ميان جان بست و ملك را خادم شيطان و هوا گردانيد و جنود ابليس پر تلبيس را بر سليمان عقلِ فرشته نهاد سرورى داد ، لاجرم مالك دوزخ وى را سرنگون در سجن جحيم انداخته ، به چندين اغلال و سلاسل مقيّد و محبوس و به عذابهاى گوناگون جهنّم معذّب و از نعيم ابد محروم و مأيوس خواهد گشت .
- حكمت و نصيحت و موعظت ، دل خفته را بيدار كند ، اما دل مرده را سود نبخشد ،
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 1 » ؛ ( نه چنين است ، بلكه آن چه مرتكب مىشدند زنگار بر دلهايشان بسته است . )
فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ
« 2 » ؛ ( پس بر دلهايشان مهر زده شده است و ايشان نمىفهمند . )
إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً
« 3 » ؛ ( ما بر دلهاى آنان پوششهايى قرار داديم تا آن را درنيابند و در گوشهايشان سنگينى [ نهاديم ] و اگر آنها را به سوى هدايت فراخوانى باز هرگز به راه نخواهند آمد . ) از اين جهت سخن حقگذاران در گوش هواپرستان تلخ مىنمايد و كلام حكمتگويان در مذاق متكبّران و طبع خودپسندان مغرور به جاه و زينت ، ناخوش مىافتد .
شعر
آنان كه ره دوست گزيدند همه * در كوى شهادت آرميدند همه
در معركه دو كون فتح از عشق است * هر چند سپاه او شهيدند همه « 4 »
هامش
( 1 ) . سورهى مطففين ، آيهى 14 .
( 2 ) . سورهى توبه ، آيهى 86 .
( 3 ) . سورهى كهف ، آيهى 57 .
( 4 ) . رياض العارفين ، ص 367 ؛ طرائق الحقائق ، ج 1 ، ص 96 ؛ روضات الجنّات ، ج 4 ، ص 120 .