تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
پابرجاست و افتادن در امواج شوق ، در حالى كه در استقرار دايمى قرار دارد و كسى كه مستى او به هواى نفس باشد ، به هوش آمدنش به سوى گمراهى است . « 1 »

( 2827 ) ماجده قرشيه « 2 »

از صالحات و عابدات است . گفتار - « ما حركةُ تُسمع ولا قدم يوضع ، إلّاظننتُ أنّى أموت فى أثرها » حركتى شنيده نمىشود و قدمى نهاده نمىشود ، مگر اين كه گمان مىكنم كه در پى آن مىميرم . - « يا لها مِن عقول ما أنقصَها سكّان دار أوُذِنوا بالنقلة ، وهم حِيارى يركضون فى المهلة ، كأنّ المراد غيرهم والتأذين ليس لهم ، ولا عُنى بالأمر سواهم » چه عقل‌هاى ناقصى كه ساكن خانه‌اى هستند كه ندا داده شده‌اند به انتقال از آن ، در حالى كه ايشان حيرانند و در مهلت داشتن مىتازند ، مثل اين كه غير ايشان اراده شده و ندا براى ايشان نيست و حال آن كه غير ايشان به آن امر قصد نشده‌اند . - « لم يَنل المطيعون ما نالوا من حلول الجنان ورضا الرحمان ، إلّابتعب الأبدان » افراد مطيع نرسيدند به وارد شدن در بهشت و رضايت خداوند مهربان ، مگر به زحمت انداختن بدن‌هايشان . « 3 »
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 128 . ( 2 ) . قُرَشى / قرشيّه / قريشى / قريشيّه : منسوب به يكى از قبايل منشعب از قبيله‌ى بزرگ قُرَيْش . ( 3 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 56 .