تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
كند بعد از ساعتى بگذارد و بگذرد . - عجب از كسانى كه مىدانند آخرت به از دنياست و دين را به دنيا مىفروشند و يقين دانند كه حقّ سبحانه و تعالى ضامن رزق بنده است و اعتماد به كسب و كارى كنند و مىگويند از مرگ چاره‌اى نيست و غافل و ايمن مىزيند . - درويش بايد كه گرفتاران دنيا را سرزنش نكند و با ايشان به رحمت و شفقّت باشد و در حقّ ايشان دعاى خير كند ، تا حقّ سبحانه خلاصى دهد ايشان را از آن چه در آنند . - اگر خواهى كه مردم را پند كنى ، اوّل خود را پند كن ، اگر در قيد تسليم درآيد ، پند ديگران كن و اگر نه ، از خدا شرم كن . - اگر تمام دنيا را لقمه‌اى سازى و در دهن درويشى نهى سرف نباشد و اسراف آن است كه ذرّه‌اى بىرضاى حق صرف كنى . « 1 »

( 2023 ) خواجه عبدالخالق بن شيخ عبدالجليل غجدوانى « 2 »

صاحب كمالات نفسانى و روش مرضىّ است كه مقبول همه اهل دل و در صدق و صفا و متابعت شرع و سنّت كوشا بود . و در ابتدا جوانى با خضر - عليه السّلام - ملاقات نمود و دستور ذكرى از وى - عليه السّلام - گرفت و خضر - عليه السّلام - وى را به فرزندى قبول فرمود . فتوحانى براى خواجه شده ، سپس مصاحبت با امام ابويعقوب ، يوسف همدانى - متولد 440 و متوفى به سال 535 - در مسافرت ابويعقوب به بخارا و اقامتش نمود . احوال خود پوشيده مىداشت و مدفنش در روستاى غجدوان از ولايت بخاراست .
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 75 . ( 2 ) . غُجْدَوانى : منسوب به غُجْدَوان ، روستايى از توابع بخارا .