تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
- هر سخن كه از ذكر خالى است ، لغو است و هرخاموشى كه از فكر خالى ، سهو است ، و هرنظر كه از عبرت خالى است لهو است . - درويشى آن است كه به چيز كسان طمع نكنى و چون به تو آرند منع نكنى و چون گرد آمد جمع نكنى . - درويشى آن است كه به ضرورت اكتفا كند و طالب زياده نباشد كه رضاى رزق اندك او را از حرص پاك كند . - تجريد آن است كه دل خود را مجرّد كنى از غفلت و نفس خود را از هوا و زبان خود را از لغو . - سعادت خلاصى است از خود به ياد حقّ سبحانه و تعالى و شقاوت درماندن به خود و از حق‌تعالى بازماندن . - بدبخت كسى است كه او را علم دهند و عمل ندهند ، يا توفيق عمل دهند ، اخلاص ندهند . - غيبت از خود و حضور با حقّ به قدر مرتبه عشق و محبّت است و هر كه را عشق و محبّت بيشتر ، غيبت از خود و حضور با حقّ بيشتر . - به دوست صالح‌آميز و از دوست طالح بگريز كه دوست طالح به صفات ذميمه دلالت كند و دوست صالح به صفات حميده . - چون تو را از حوادث دنيا محنتى پيش آيد ، بايد توبه كنى و به حق بازگردى كه هر كه به تأديب دنيا راه صواب نگيرد به تعذيب عقبى گرفتار آيد . - راحت دنيا چون روشنى برق بىثبات است و نقمتش چون تاريكى ابر بىبقا ، به فوايد انعامش الفت بايد گرفت و نه از شدايد المش اندوه بايد كشيد . - تا دل از محبّت دنيا پاك نسازى ، محلّ مودّت مولى نگردد كه تخم در زمين كاشته نكارند و نقش بركاغذ نوشته ننگارند . - مثل انسان در دنيا چون سوارى است كه در وقت تابستان در سايه درختى نزول