جا سال 327 [ 328 ] از دنيا رفت .
گفتار
- « متى ما ظهرت الآخرة ، فننت منها الدّنيا ؛ ومتى ذكر اللَّه تعالى ، فننت فيه الدّنيا والآخرة ؛ وإذا تحقّقت الأذكار ، فنَى العبد وذكره وبقى المذكور وصفاته . »
هر وقت آخرت آشكار شود ، دنيا از آن فانى مىشود و هروقت خداوند متعال ياد شود ، دنيا و آخرت در آن فانى مىشود و هنگامى كه ذكرها در جان محقق شود ، بنده و يادش فانى شده و مذكور و صفاتش باقى مىماند .
- « كانت الطريق إلى اللَّه تعالى بعدد النّجوم ، و ما بقى منها إلّاطريق واحد وهى طريق الفقر ، وهو أنهج الطّرق . »
راه به سوى خداوند متعال به عدد ستارگان است و جز يك راه از آنها باقى نمانده است و آن راه فقر است كه آن بهترين راههاست .
- « من طلب الطّريق بنفسه ، تاه فى أوّل قدم ؛ و من أريد به الخيرُ ، دُلّ على الطّريق رأىَ عين حتّى بلغ المقصد . »
كسى كه خودش بخواهد راه را طلب كند ، در اولين قدم حيران مىشود و كسى كه خوبى را بخواهد ، به راه [ راست ] هدايت مىشود به طور آشكار تا به مقصد برسد .
- « المُعجب بعمله ، مستدرج ؛ والمستحسن لأحواله السّيئة ، محكوربه ؛ و من ظنّ أنّه موصول ، فهو مغرور ؛ وأحسن العبيد حالًا مَن كان مجهولًا فى أحواله ، لايشاهد غيرَ واحد ، ولايستأنس إلّابه ، ولايشتاق إلّاإليه . »
كسى كه به عملش شگفتزده شود ، عقبگرد كرده است و كسى كه حالات بدش را نيكو شمرد ، گول خورده است و كسى كه گمان كند كه وصل شده است ، مغرور است و نيكوترين بندگان از نظر حالات كسى است كه در حالاتش ، مجهول بوده ، جز خداى يگانه را مشاهده نكند و جز به او انس نورزد و جز به او اشتياق نداشته باشد .
- « من أعرض عن مشاهدة ربّه سبحانه تعالى ، شغله اللَّه تعالى بطاعته وخدمته ؛ و من بداله نجمُ الإحتراق ، غيّبه عن وساوس الإفتراق . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 406
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٤٠٦