تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
ميمون و شيخ محمد بن عراق است . سال 960 دار دنيا را وداع گفت . وى را رسايلى است در طريق اهل معرفت . گفتار - « الطّريق إلى اللَّه ، كمال الشهود ولزوم الحدود . » راه به سوى خداوند ، كمال مشاهده و ملازمت داشتن با حدود بندگى است . - « من ثبت له الإستقامة ، فقد أذن له فى الكلام . » كسى كه استقامت او ثابت شود ، به او اذن در سخن گفتن داده شده است . - « الوقوف مع المظاهر ، حجابٌ ظاهر ؛ والتّرقّى عن المظاهر ، كشف ظاهر . » توقف كردن با مظاهر ، حجاب آشكارست و ترقى از مظاهر ، كشف آشكار است . - « من صدق فى طلَب اللَّه ، لم يُبال به ترك ما سواه ؛ و من بالَغ فى مدح نفسه ، فقد بالغ فى ذمّ غيره ؛ و من بالغ فى ذمّ غيره ، فقد بالغ فى مدح نفسه . » كسى كه در طلب خداوند صادق باشد ، باكى ندارد از ترك كردن ماسواى او و كسى كه در مدح خويش مبالغه كند ، پس در مذمت غيرش مبالغه خواهد كرد كسى كه در مذمت غيرش مبالغه كند ، در مدح خويش مبالغه كرده است . - « فسق العارف فى نهايته أن يتوسّع ويُنعِّم نفسَه بالمبُاح فوق الكفاية . » فسق عارف در نهايت كارش آن است كه خويش را به كار مباح بالاتر از امور ضرورى مشغول كند . - « مَن نفى ، فقد أثبت ؛ و من أثبت ، فقد نفى ؛ و من أثبت ونفى ، ثبَت . » كسى كه غير خدا را نفى كند پس اثبات نموده است ؛ زيرا خود را ديده است و كسى كه [ غير او را اثبات كند ] پس نفى كرده است [ زيرا در واقع چيزى غيرخداوند مستقلًا وجود ندارد ] و كسى كه اثبات و نفى كند ، ثابت مانده است .