تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
نصراللَّه حويزى به خاك سپرده شد . وى را تأليفات سودمندى است . گفته‌اند در ورع و تقوى و زهد از آلايش‌هاى دنيوى يگانه و بالدّوام به مجاهده نفس و مراقبه اشتغال داشت و هر چه از غير بلاد مىآوردند نمىخورد و نمىآشاميد و استعمال نمىنمود ، حتّى كاغذ و مداد را و از شبهات پرهيز مىنمود . نسبت به بسيارى از مباحات و اطعمه لذيذه زهد مىورزيد و از لباس‌هاى جديد و فرش نرم اجتناب مىنمود : « فكان يأكل الجَشب ، ويلبس الخَشن ، ويفترش ما يصنع من سَعف النخل . » ؛ ( غذاى غليظ مىخورد و لباس خشن مىپوشيد و از شاخه‌هاى درخت خرما كه مىبافت ، فرش مىكرد . ) با اين همه بر آداب شرعيّه در لباس و نظافت آن و پاكيزگى بدن مواظبت كامل داشت و در امر به معروف و نهى از منكر كوشا بود
وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ
« 1 » ؛ ( و سرزنش سرزنش كننده‌اى در راه خدا در او اثر نمىگذارد . ) مداهنه و مجامله در امورى كه مربوط به دين بود نمىنمود و رضاى خدا را به رضاى مخلوق اختيار مىنمود . از غيبت و بلكه هر گفتارى كه به كار آخرت نمىآمد ، در طول عمرش پرهيز مىنمود . در ايّام فراغتش به تأليف و قرائت قرآن و تفكّر و ذكر اشتغال داشت . در ميان عرب و عجم ، عالم و جاهل به تقوى و اورعيّت و اعدليّت در عصر خود شناخته شده ، زهد و صلاح او فائق بر منزلت علمى و فقه و اجتهادش بود . دايم السّكوت بود و جز جواب سايل را اگر سؤالى مىكرد ، نمىفرمود . با همنشين و جليس خود ابتدا به كلام نداشت و در مشكلات و ناملايمات و ابتلائات ، در شدّت صبر بود ، چنان كه نقل است وقتى فرزندى از وى در نجف‌اشرف وفات نمود ، جزع نكرد و چون از دفن او برمىگشت ، خبر مرگ فرزند ديگرش در ايران به او رسيد ، به سجده افتاد و براى هر دو فاتحه گرفت و شكر خدا را بر مصيبت وارده نمود . معتقد بود كه آن امتحان الهى و آمرزش گناهان است [ كما اين كه روايات در اين موضوع وارد است ] عجيب اين است كه در 10 سالى كه مبتلا به حبس بول بود ، دكانزه و مجارى متعدّدى براى علاج او فراهم كردند ، كلمه‌اى كه استشمام جزع يا ناراحتى از آن بشود و يا شكوى داشته باشد از وى نشنيدند ، بلكه
هامش
( 1 ) . سوره‌ى مائده ، آيه‌ى 54 .