تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

( 2336 ) عطاء سليمى

از عبّاد و نسّاك و صاحب خوف عظيم و قلب سليم و معرفت است . وى با مالك دينار - متوفى به سال 131 - معاصر بود . گفتار - بيشتر اوقات گريه مىكرد و مىگفت : « الويل عليك يا عطا ! لعلّك أوّل مسجون فى النّار غداً ، وأنت اليوم من هذا فى غفلة . » واى بر تو اى عطا ! شايد تو فردا اولين زندانى در آتش باشى ، در حالى كه از اين در غفلتى . - جماعتى شنيده بودند وى مرد عابدى است ، به خدمتش رفتند و تا غروب آفتاب نزدش بودند . ديدند اين كلمات را مىگويد : « ويلٌ للعطاء ! ليت عطاء لم تلده أمُّه ! » واى بر عطاء ! اى كاش مادر او را نزاييده بود . ناچار برخواستند و رفتند و وى با پروردگار خود در مناجات بود و مىگفت : « اللّهم ! إرحم غُربتى فى الدّنيا ، وإرحم مَصرعى عند الموت ، وارحم وحدتى فى قبرى ، وارحم قيامى بين يديك . » خدايا رحم كن به غربتم در دنيا و رحم كن جايگاهم را هنگام مرگ و رحم كن تنهاييم را در قبر و رحم كن ايستادنم را نزد خودت . - آن قدر خوف بر وى غالب بود كه هيچ زمان تمنّاى بهشت نمىكرد و چون كسى ذكر بهشت مىكرد مىگفت : « نسأل اللَّه العفو . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 288 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)