گشتى . پرسيدم : اى غلام ! در چنين وادى بىزاد و راحله چون توان كرد ؟ گفت : اى پير ، سر بردار تا جز خدا هيچ ننگرى . گفتم : اكنون كسى را اين يقين كه تو دارى نباشد ، هر كجا خواهى برو .
- چون از شاگرد خود امر مكروهى مىديد ، خود به مجاهده و توبه مىپرداخت و مىگفت : اين بيچاره به شومى من در بلا افتاده
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
« 1 » ؛ ( در حقيقت ، خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند . « 2 »
( 2331 ) ماما عصمت
از اولاد فقيه احمد مشهور به بابا اسپسى است كه به مرتبه ولايت رسيد و صفت جلال بر وى غالب شد . در وقت مرگش كمالالدّين بادكوبهاى كه در قرن 9 مىزيست در قيد حيات بود و بنا به وصيّت ماما ، سه شب سر قبرش به تلاوت قرآن و عبادت اشتغال داشت . مزارش در اسپس آذربايجان « 3 » در مقبره ننه است . « 4 »
( 2332 ) ابومحمّد عطاء ابن ربى رباح
صاحب ورع و تقوى و عبادت است . وى بندهاى حبشى و مولايش ابوميسره فهرى بود . هفتاد حجّ نمود و صد سال زندگى كرد تا اين كه در سال 115 دار دنيا را وداع گفت .
هامش
( 1 ) . سورهى رعد ، آيهى 11 .
( 2 ) . نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شمارهى 33 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 71 ؛ تذكرة الاولياء ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 45 و 219 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 76 .
( 3 ) . روستايى از نواحى تبريز .
( 4 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شمارهى 168 .