تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
اين‌گونه بود تا صبح مىكرد . - « طوبى لمن نفعته عيشُه ، فكان طول عمره زيادةً فى عمله ، واللَّه ما أرى عطاء كذلك . » خوشا به حال كسى كه از زندگيش نفع ببرد ، پس طول عمرش در زيادى عمل باشد و به خدا سوگند كه عطا را اين چنين نمىبينم . - « ربّ ! ارحم فى الدّنيا غربتى وفى القبر وحدتى وطولَ مقامى بين يديك . » پروردگارا ! رحم كن در دنيا غربتم را و در قبر تنهاييم را و بسيار ايستادنم را در برابر خودت . « 1 »

( 2337 ) عطاء بن سليمان

از زهّاد بصره و بزرگ وقت خويش و معاصر ذوالنّون مصرى - متوفى به سال 248 - و فتح بن شخرف - متوفى به سال 273 - است . گفتار روزى با حالت بيمارى در آفتاب خفته بود ، وى را گفتند : چرا به سايه نيايى ؟ گفت : مىخواهم به سايه آيم ولى مىترسم به من بگويند در راحت نفس خود كام برگرفتى . « 2 »

( 2338 ) سيّد عطّار [ عطاء ] هندى

عارف بزرگوارى است كه از عدّه‌اى از اهل كمال بهره‌مند گشت و اشعار عربى بر اسلوب عمر بن فارض مىسرود به نام « عجيبة الزّمان ونادرة الدوران » و خود نيز بر آن
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 6 ، ص 215 . ( 2 ) . نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شماره‌ى 101 .