اينگونه بود تا صبح مىكرد .
- « طوبى لمن نفعته عيشُه ، فكان طول عمره زيادةً فى عمله ، واللَّه ما أرى عطاء كذلك . »
خوشا به حال كسى كه از زندگيش نفع ببرد ، پس طول عمرش در زيادى عمل باشد و به خدا سوگند كه عطا را اين چنين نمىبينم .
- « ربّ ! ارحم فى الدّنيا غربتى وفى القبر وحدتى وطولَ مقامى بين يديك . »
پروردگارا ! رحم كن در دنيا غربتم را و در قبر تنهاييم را و بسيار ايستادنم را در برابر خودت . « 1 »
( 2337 ) عطاء بن سليمان
از زهّاد بصره و بزرگ وقت خويش و معاصر ذوالنّون مصرى - متوفى به سال 248 - و فتح بن شخرف - متوفى به سال 273 - است .
گفتار
روزى با حالت بيمارى در آفتاب خفته بود ، وى را گفتند : چرا به سايه نيايى ؟ گفت :
مىخواهم به سايه آيم ولى مىترسم به من بگويند در راحت نفس خود كام برگرفتى . « 2 »
( 2338 ) سيّد عطّار [ عطاء ] هندى
عارف بزرگوارى است كه از عدّهاى از اهل كمال بهرهمند گشت و اشعار عربى بر اسلوب عمر بن فارض مىسرود به نام « عجيبة الزّمان ونادرة الدوران » و خود نيز بر آن
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 6 ، ص 215 .
( 2 ) . نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شمارهى 101 .