- متوفى به سال 1235 - شاگردى اخلاقى نمود .
شعر
- خواهم اى دوست كه با درد تو ميرم ورنه * هم تو دانى كه مرا ميل به درمان تو نيست
خون شود از غم هجران تو و گردد صد چاك * هردلى كان هدف ناوك خونخوار تو نيست
قسمت ماست جنون ورنه در اين سلسله كيست * كه گرفتار خم طرّه طرّار تو نيست
خبر از وى ندارم ليك دارم اين خبر كز وى * خبر هرگز نخواهم يافت تا از خود خبر دارم « 1 »
( 2291 ) عبده بنت ابىشوال
خادمه رابعه عدويّه - متوفى به سال 135 يا 185 - و از اخيار زنان است .
گفتار
رابعه شب را تا به صبح نماز مىخواند ، چون فجر طالع مىشد ، قدرى در سجّاده خود مىخوابيد تا تاريكى بر طرف شود و چون برمىخواست مىگفت :
« يا نفس ! كم تنامين وإلى كم تقومين ؟ ! يوشك أن تَنامى نومةً لا تقومين منها إلّا لصَرخة يوم النّشور . »
اى نفس ، چه مقدار مىخوابى و تا كى قيام مىكنى ، نزديك است كه خوابى كنى كه
هامش
( 1 ) . رياض العارفين ، ص 558 .