- رخ از بلا متاب كه مقصود انبيا * جز در ميان آتش و كام نهنگ نيست
كوش تا نقد جان به دست آرى * كه به جز دل نمىستاند يار
آن كه سرمايه دو كونش بود * غير حسرت نبرد زين بازار
چند بر پرده نقش مىفكنى * دع الاوثان واكشف الاستار
پردهبردار تا عيان نگرى * ليس فى الدّار غيره ديّار
سهل گردد كار اگر از بهر او است * كارها با خودپرستى مشكل است
چشم حقبينى زخودبينان مدار * هر كه را بىخود ببينى با خداست
برون از دهر بايد شد نه از شهر * ز خود بايد شدن نه از سرايى
گر ره به خدا جويى در گام نخست * نقش خودى از صفحه جان بايد شست
گم گشته زتو گوهر مقصود تو خود * تا گم نشوى گم شده نتوانى جست « 1 »
( 2289 ) حاجى عبدالوهّاب نايينى
از كاملين اهل معرفت و صاحب حال و وجد است كه با محمّد على نور على شاه مصاحبت داشت و سال 1212 در نايين دار دنيا را وداع گفت و در مصلّى ، نزديك مزار سيّد شمس محمّد بن عبداللَّه حصوى به خاك سپرده شد . « 2 »
( 2290 ) ميرزا عبدالوهاب نعمه خراسانى شيرازى
صاحب علوم صورى و معنوى است . نزد حاج ميرزا ابوالقاسم حسينى شيرازى
هامش
( 1 ) . رياض العارفين ، ص 529 ؛ طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 122 .
( 2 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 96 .