دارند كه به فرزند آدم به تو بخشيده است ، پس كيست كه در دنيا غافلتر از تو باشد ؟
و چه كسى در قيامت حسرت و اندوهش طولانىتر از توست ؟ اگر پشت مىكنى از آن چه كه مولايت تو را در آن ترغيب نموده و اينك در شب و روز و صبح و شام مىخوانى نعم المولى ونعم النصير .
- « عجبتُ للخلائق كيف ذهلوا عن أمر حقّ تراه عيونُهم وشهد عليه معاقد قلوبهم إيماناً وتصديقاً بما جاء به المرسلون . ثم ها ! هم في غفلة عنه سُكارى يلعبون ، وأيچم اللَّه ، ما تلك الغفلة إلّارحمةٌ من اللَّه لهم ونعمة من اللَّه عليهم . ولو لا ذلك ، لألفى المؤمنون طائشةً عقولُهم طائرةً أفئدتُهم ، محلّقةً قلوبهم ، لا ينتفعون مع ذكر الموت بعيش أبداً حتّى يأتيهم الموت وهم على ذلك أكياس مجتهدون ، قد تعجلوا إلى مليكهم بالإشتياق إليه بما يرضيه عنهم قبل قدومهم عليه ، فكأنّي - واللَّه - أنظر إلى القوم قد قدموا على ما قدموا من القربة إلى اللَّه تعالى مسرورين ، والملآئكة من حولهم يقدمونهم على اللَّه مستبشرين ، يقولون :
سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
« 1 » . »
در شگفتم از مردم كه چگونه غافلند از امر حقى كه چشمانشان آن را مىبيند واعتقاد دلشان از لحاظ ايمان و تصديق آن چه را پيامبران آوردهاند به آن گواهى مىدهد ، سپس هم ايشان در غفلت از آن و به صورت مست و در لعب و بازى [ و اعمال بيهوده ] هستند و به خدا سوگند كه آن غفلت جز رحمتى از خداوند براى ايشان و نعمتى از او بر آنان نيست . و اگر جز اين بود مؤمنان به صورت عقل ربوده و دلپريده ديده مىشدند به گونهاى كه باياد سوگ مرگ هرگز از زندگانى بهرهمند نمىشدند تا اين كه مرگشان در يابد ، اما آنان با اين حال زرنگ و كوشا هستند و به راستى كه پيش از وارد شدن به محضر پادشاه و خداوندگارشان با اشتياق به سوى او با انجام دادن اعمالى كه موجب خشنودى خداوند از آنان است به سوى او مىشتابند به گونهاى كه به خدا سوگند گويى به آنان مىنگرند كه باشادمانى و سرور آن چه از نزديكى به خداوند متعال پيش فرستادهاند وارد مىشوند و فرشتگان از گرداگردشان آنان را بر [ محضر ] خداوند وارد مىنمايند در حالى كه بشارت و مژده
هامش
( 1 ) . سورهى نحل ، آيهى 32 .