بد بندهاى است بندهاى كه براى عبادت آفريده شده ، ولى شهوتها و خواستههاى نفسانى او را از عبادت بازداشته است و بد بندهاى است بندهاى كه براى عاقبت [ و آخرت ] آفريده شده ولى دنيا او را از آخرت بازداشته و در نتيجه دنيا از دستش رفته و نسبت به عاقبت و آخرت بدبخت شده است .
- « كلّ يوم ينقص من أجلك ، وأنت لا تحزن ، وكلّ يوم تستوفِى من رزقك ، قد اعطيتُ ما يكفيك وأنت تطلب ما يُطغيك ، لا بقليل تقنع ، ولا من كثير تشبع ، فكيف تستبين للعالم جهلُ مَن قد عجِز عن شكر ماهو فيه وهو مغتّرٌ فى طلب الزيادة ؟ أم كيف يعمل للآخرة من لا ينقضى من الدنيا شهوته ، ولا ينقضى فيها رغبتُه ؟ فالعجَب كلَّ العجب ! لمصدِّقٍ بدار الحقّ وهو يسعى لدار الغرور . »
هر روز از اجل و سرآمد عمرت كاسته مىشود و اندوهناك نمىشوى و هرروز به طور كامل روزىات را مىگيرى و بىگمان به اندازهى كفايتت به تو داده شده است ، در حالى كه چيزى را كه تو را به طغيان وادارد جستجو مىكنى ، نه به اندك قانعى و نه از بسيار سير مىشوى . پس چگونه براى عالِم ، نادانىِ كسى كه از شكر و سپاسگزارى آن چه كه در آن است آشكار مىشود ، در حالى كه او به جستجوى زياده و افزونى فريفته گشته ، يا چگونه كسى كه شهوت و خواستهاش نسبت به دنيا و تمايلش نسبت به آن پايانى ندارد ، براى آخرت عمل مىكند ! پس شگفت و تمام تعجّب از كسى كه خانهى حقيقت [ و آخرت ] را باور دارد ولى براى خانهى فريب [ و دنيا ] عمل مىكند .
- « من جعل الموتَ نصب عينيه ، لم يُبال بضيق الدنيا ولا بسعتها . »
هر كس مرگ را در برابر چشم خود قرار دهد ، اعتنايى به تنگى و گشايش دنيا نخواهد داشت .
- « إنّ اللَّه وسم الدنيا بالوحشة ، ليكون أنسُ المنقطعين إليه . »
به راستى كه خداوند دنيا را به وحشت و احساس تنهايى داغ و نشان زده ، تا اين كه انس كسانى كه از همه بريده و به او دل بستهاند ، به خدا باشد .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 324
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٢٤