( 1840 ) سيّد شمس الدّين هروى « 1 »
شاگرد اخلاقى و صاحب اجازه و نوّاب سيّد نعمت اللَّه ولىّ - متوفى به سال 834 - است .
( 1841 ) ابوهمام [ ابوعبيداللَّه ] ، شميط بن عجلان
از ابرار و اتقيا و عاشقى دلباخته و واعظى بيدار است .
گفتار
- « الموقنون أتاهم من اللَّه أمرٌ وقذهم عن الباطل ، فأسهَروا العيون ، وأجاعوا البطون ، وأظمأ والأكبار ، وأنصبوا الأبدان ، واهتضموا الطّارف والتّالد . »
اهل يقين از سوى خداوند براى ايشان امرى آمده است كه ايشان را از [ توجه به ] باطل [ و غير حقّ ] به شدّت بازداشته است و در نتيجه آنان چشمهايشان را بيدار كرده و شكمها را گرسنه و جگرها را تشنه و بدنهايشان را به رنج و زحمت انداخته و اموال جديد و قديم را شكسته و از بين بردهاند [ و بدان توجّه ندارند ] .
- « إنّ المتّقين أتاهم من اللَّه أمر أقلّتهم ، فأكلوا على تنغّصٍ ، وباتوا على تصونٍ . »
همانا از طرف خداوند براى اهل تقوى امرى آمده كه ايشان را به اضطراب و پريشانى واداشته است و لذا ايشان با شوريدگى و پريشانى مىخورند و باحفظ و نگاهدارى خود ، شب را به روز سر مىكنند .
- « إنّ المتّقين هم الأكياس ، أكلوا طيب رزق اللَّه ، وعاشوا فى فضل نعيم الآخرة . »
هامش
( 1 ) . هَرَوى / هروانى : منسوب به هرات ، شهرى معروف و قديمى در شمال غربى افغانستان نزديك مرزهاى ايران .