- « إنّى - واللَّه - ما رأيتُ أبدانكم إلّامطاياكم إلى ربّكم - عزّوجلّ - ، ألا ! فأنضوُها فى طاعة اللَّه ، يبارك اللَّهُ فيكم . »
همانا ! به خدا سوگند ، من بدنهاى شما را جز مركبهايى به سوى پروردگارتان نمىدانم ، آگاه باشيد آنها را در اطاعت و عبادت خداوند فربه و چالاك كنيد ، تا خداوند به شما بركت دهد .
- « قد أفلح من جعل اللَّه تعالى له عينين بصيرتين ، ولساناً فصيحاً ، وقلباً واعياً يعى الخيرَ والعمل به . »
به راستى رستگار شده است كسى كه خداوند متعال براى او دو چشم بينا و زبانى گويا و رسا و قلبى حفظكننده و دريافتكننده قرار داده ، به گونهاى كه خير و عمل را به آن حفظ نموده و درمىيابد .
- « يقول فى قصصه : يابن آدم ! إنّك ما دُمتَ ساكتاً فإنّك سالم ، فإذا تكلّمت فخُذ حِذرك . »
[ خداوند ] در [ برخى از ] داستانهايش مىفرمايد : اى پسر آدم ! تا زمانى كه ساكت هستى ، سالم هستى ، پس وقتى كه سخن گفتى ، بيم و هراس داشته و مواظب باش [ كه چيزى نگويى كه برضررت تمام شود ] .
مناجات
- « أللّهم ! اجعل أحبَّ ساعات الدنيا إلينا ساعاتِ ذكرك وعبادتك ، واجعل أبغض ساعاتِها إلينا ساعات أكلنا وشُربنا ونومنا . »
خداوندا ! محبوبترين ساعتها و لحظات دنيا را براى ما ، ساعتها و لحظات ذكر و عبادتت قرار ده و مبغوضترين لحظات آن را براى ما ، لحظات خوردن و نوشيدن و خوابمان قرار ده . « 1 »
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 3 ، ص 125 .