از آن بهرهمند شويد ؛ زيرا اگر روز از دست رفتن و از بين رفتن آن فرا رسد ، نه به مقدار كمى از آن مىرسى و نه به مقدار بسيارش .
- « إنّى لَأستَحيى من رَبّى - عزّوجلّ - أن أسألَه شيئاً ، فأكونَ كالأجير السوء إذا عملَ طلَب الاجرة ، ولكنّى أعمَل تَعظيماً له . »
به راستى كه من از خداوند - عزّوجلّ - شرم و حيا مىكنم كه از او چيزى بخواهم و در نتيجه مانند مزد بگير بدى باشم كه وقتى كار مىكند ، دستمزد مىخواهد ، بلكه من به خاطر تعظيم و بزرگداشت او ، عمل مىكنم .
- « لا تكون عالماً حتّى يكون فيك ثلاثُ خصال : لا تبغى علىّ مَن فوقك ، ولا تحتقر مَن دونك ، ولا تأخذ على علمك دنياً . »
عالم نمىگردى تا اين كه سه خصلت در تو باشد : بربالاتر از خود ظلم و ستم نكنى و پايينتر از خود را كوچك مشمرى و در مقابل علم خود [ چيزى از ] دنيا نگيرى .
- « إذا أحببتَ أخاً فى اللَّه ، فأقلّ مخالطته فى دنياه . »
هنگامى كه برادرى را در [ راه ] خدا به دوستى گرفتى ، رفت و آمد و همنشينى با او را در امور دنيوى [ همنشينى با او را در دنيا ] كم كن .
- « إذا رأيتَ ربّك يتابع نعمَه عليك ، وأنتَ تعصيه ، فاحذَره . »
وقتى ديدى پروردگارت با اين كه نافرمانىاش مىكنى ، نعمتهايش را پى در پى بر تو ارزانى مىدارد ، پس از او بترس [ كه خطر استدراج در ميان است ] .
- كسى از او پرسيد :
« ما شكر العين ؟ فقال : إن رأيتَ بهما خيراً أعلنتَه ، وإن رأيتَ بهما شرّاً سترتَه . »
شكر چشم چيست ؟ گفت : اگر چيز خوبى را با آنها ديدى آشكارش كنى و اگر چيز بدى را ديدى بپوشانى .
پرسيد :
« فما شكرُ الأذنين ؟ قال : إن سمعتَ بهما خيراً وعيتَه ، وإن سمعتَ بهما شرّاً
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٣٦