تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
كند ، مىگفتى : خدا رحمت كند كشنده‌ى سلمان را ! اى اباذر ! - « إنّ سلمان باب‌اللَّه فى الأرض من عرفه كان مؤمناً ، و من أنكره كان كافراً ، وإنّ سلمان منّا أهل‌البيت . » به راستى كه سلمان دَرِ [ و محلّ ورود به درگاه ] خداوند در روى زمين است ، هر كس او را بشناسد مؤمن است و هر كس او را انكار كند كافر است و همانا سلمان از ما اهل‌بيت است . - حضرت صادق - عليه السّلام - فرمود : سلمان مىگفت : به تعجّب درآمدم براى شش چيز ، سه چيز مرا خندانيد و سه چيز به گريه درآورد : آن چه به گريه درآورد مفارقت دوستانى چون محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و اصحابش و احوال بعد از مرگ و در پيشگاه حضرت حقّ ايستادن براى حساب بود . و آن چه مرا خندانيد برآن كس است كه طلب دنيا كند و مرگ او را طلب نمايد و برآن كس است كه از احوال آخرت غافل است و حقّ تعالى و ملايكه از او غافل نيستند و اعمال او را شمارش مىكنند و بر آن كس كه دهان را از خنده پُر مىكند و نمىداند خداوند از او راضى است يا در غضب است . - اگر نبود سجده نمودن براى خدا و معاشرت كسانى كه گفتار نيكو مىگويند ، مرگ را آرزو مىنمودم . - چون مريض شد ، به وى گفتند : برايت طبيب آوريم ؟ گفت : « ألطبيب أمرضنى . » طبيب خود مرا مريض كرده است . گفتند : عافيت تقاضا كن . گفت : « كفى علمُه بحالى عن سؤالى . » علم و آگاهى او از حال من ، از درخواست نمودنم كفايت مىكند . - چون براى حكومت مداين آمد ، غير از دواتى و عصايى را مالك نبود . مردم