رفت . و مزارش در كنار دجلهى بغداد قرار دارد . مورّخين در عمر شريفش اختلاف نمودهاند ، اما از 250 كمتر ننوشته و از 400 به بالا هم گفتهاند . و روايات بسيار در فضيلت وى وارد شده از آن جمله :
رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود : بهشت مشتاق سه كس است . اميرالمؤمنين - عليه السّلام - سؤال كرد آنها كيانند ؟ فرمود : تو از ايشان و اوّل آنهايى و ديگرى سلمان فارسى است ، وى را تكبّر نباشد و خيرخواه توست ، او را يار خود قرار ده ، سوّم عمّار بن ياسر است . « 1 »
حضرت صادق - عليه السّلام - فرمود : سلمان را علم اول و آخر بود « 2 » ، و وى دريايى بود از علم و از ما اهلبيت است .
نيز رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود :
« سلمان بحرٌ لا يُنزف ، وكنز لا ينفَد ، سلمان منّا أهلالبيت ، سَلسلٌ يمنح الحكمة ، ويؤتى البرهان . »
سلمان دريايى است كه نمىتوان آب آن را كشيد و گنجى تمام نشدنى است ، سلمان از ما اهلبيت است ، آب [ و چشمهى ] گوارا و [ خنكى ] است كه حكمت از آن جوشيده و دليل و برهان [ و هدايت ] را به [ ديگران ] عطا مىكند .
حكايت
- اباذر در اثر امر خلاف عادى كه از سلمان ديده بود [ در كتب تراجم آن را ذكر كردهاند ] به اميرالمؤمنين - عليه السّلام - عرض كرد : از سلمان چنين امرى را ديدم و مرا به تعجّب درآورد . حضرت - عليه السّلام - فرمود : اى اباذر ! اگر سلمان تو را به آن چه مىداند حديث
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، چاپ جديد ، ج 22 ، ص 315 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 2 ؛ طبقات شعرانى ، ص 20 ؛ تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ج 2 ، ص 45 ، شمارهى 5059 .
( 2 ) . و در روايتى منظور از « علم اوّل و آخر » او به علم محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و على - عليه السّلام - و غرائب امرايشان بيان شده است .