زيسته ، تا از آنجا بيرون نرفته ، از اهل آن جاست .
سپس كتابى بيرون آوردند و به من دادند و فرمودند : چنان چه گفتار اين كتاب را پيش از هلاكت بنو اميّه بگويى ، بر تو باد لعنت من و پدرانم ؛ و چنان چه پس از نابودى ايشان نگويى ، لعنت من و پدرانم بر تو باد ؛ دوباره كتابى ديگر بيرون آوردند و به من دادند و فرمودند : اين را بگير ، و چنان چه حديثى از اين كتاب الى الأبد نقل كنى ، بر تو باد لعنت من و لعنت پدرانم . سپس مىگويد : 50 هزار و يا 70 هزار و يا 90 هزار حديث از آن حضرت به من رسيده كه هرگز به احدى نگفته و نخواهم گفت .
- روزى به امام باقر - عليه السّلام - عرض كردم : فدايت شوم ، بار سنگينى به دوش من گذاشتهايد ، از احاديث و اسرارى كه فرمودهايد ، و فرمودهايد به كسى نگويم ، گاهى مىشود سينهام تنگ مىشود ، تا آن كه چيزى شبيه جنون بر من عارض مىگردد .
حضرت - عليه السّلام - فرمود : چون چنين حالتى تو را روى دهد ، به صحرا برو ، و گودالى بكن ، و سر خود بدان فرو بر ، و بگو :
« حدّثنى محمّد بن على ، ثمّ طُمّه ، فإنّ الأرض تستر عليك . ففعلتُ ذلك ، فخفتُ عنّى ما كنتُ أجده . »
محمد بن على به من چنين حديث كرد . سپس خاك بر روى گودال بريز ، در اين صورت خداوند آن را مستور مىدارد . چنين كردم و حالتى كه در خود احساس مىكردم ، بر طرف گرديد . « 1 »
( 1043 ) جاريه حبشيّه « 2 »
زنى با كمال از اهل معرفت و صاحب كرامات است كه شيخ عبدالقادر گيلانى
هامش
( 1 ) . تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ج 1 ، ص 201 ، شمارهى 1621 .
( 2 ) . جاريه : 1 . دختر جوان ؛ 2 . كنيز ؛ حَبشى / حبشيّه : منسوب به حَبَشيّه ، كشورى معروف واقع در شمال آفريقا ، كه پادشاه آنان نجاشى به پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ايمان آورد ، و نام فعلى آن اتيوپى است .