تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
- كسى او را به خواب ديد ، پرسيد : حقّ با تو چه كرد ؟ گفت : مرا با همه دعاوى و براهين كه كرده بودم مطالبه نكرد ، مگر روزى بر زبان من رفته بود كه : هيچ خسران بزرگ‌تر از آن نيست كه از بهشت باز مانى و به دوزخ روى . حق تعالى با اين سخن مرا عتاب كرد كه : « زيان كارى بالاتر و بزرگتر آن است كه از ديدار من باز مانند و محجوب گردند . » - كسى ديگر وى را به خواب ديد ، پرسيد : بازار آخرت را چگونه يافتى ؟ گفت : چنان يافتم كه در اين بازار جز جگرهاى سوخته و دل‌هاى شكسته رونقى ندارد ، و باقى همه هيچ ، اين جا سوخته را مرهَم مىنهند و شكسته را دربندند و به هيچ التفات نمىكنند . - ديگرى به خوابش ديد ، پرسيد : بهترين اصحاب كه درك محضر تو را نموده‌اند كيست ؟ گفت : « أعظمهم لحرمات اللَّه ، و أبهجهم بذكر اللَّه ، و أقومهم بحقّ اللَّه ، و أسرعهم مبادرةً فى مرضاة اللَّه ، و أعرفهم بنقصانه [ أىنف سه ] ، و أكثرهم تعظيماً لما عظّم اللَّه من حرمة عباده . » آن كه پيش از همه محرمات الهى را بزرگ مىدارد و بيش از همه به ياد خداوند مسرور است و بيشتر از ديگران حق خداوند را اقامه مىكند و سريعتر از همه در رضايت الهى پيشى مىجويد و از همه بيشتر به نقصان خود [ به نفس خويش ] آگاه است و آن چه را كه خداوند نسبت به احترام بندگانش بزرگ داشته بيشتر از همه مورد تعظيم قرار مىدهد . مناجات - « أحبّك الخلق لنعمآئك ، و أنا احبّك لبلآئك . » مردم تو را براى نعمت‌هايت دوست دارند و من تو را براى مصيبت‌هايت دوست دارم .