( 1095 ) ابو يزيد ، جلال الدّين پورانى
اويسى « 1 » بود و در راه معرفت حضرت حقّ استادى نداشت ، بلكه در اثر متابعت سنّت و رعايت شريعت به مقامات عاليه رسيد . دوشنبه 10 ذى القعده سال 862 در سنّ 104 سالگى از دنيا رفت ، و مزارش در پوران است .
دربارهى وى گفتهاند : اكثر اوقاتش پس از اداء واجبات و طاعات ، به كفايت مهمّات مسلمانان مىگذشت و معيشت وى از باغ و زراعت محقّرى كه داشت تأمين مىشد .
سعدالدّين كاشغرى كه بسيار به مجلس موعظه و صحبت وى حاضر مىشده مىگويد : اين بزرگوار ، ناگاه پايش به گنج فرو رفته بدون مشقّت و رنج . « 2 »
( 1096 ) شيخ جلال الدّين تبريزى
از اكابر اوليا و صاحب كرامات و از معمّرين است ، در عهد معتصم باللَّه عبّاسى مىزيست و در زمان قتل وى در بغداد اقامت داشت . اين عارف بزرگ در سنّ 150 سالگى دار دنيا را وداع گفت .
گويند : در جبال كامر كه به چين متّصل است اقامت نمود ، و اهل آن كوه به دست وى مسلمان شدند . يك روز پيش از مردنش اصحاب خود را طلبيد ، و آنها را به تقوى وصيّت نمود و گفت : من فردا از ميان شما مىروم ، ان شاء اللَّه خليفه من بر شما خدايى است كه لا إله إلّاهو است . روز بعد ، نماز ظهر را خواند و در سجده آخر از دنيا رفت .
هامش
( 1 ) . اوَيسى : 1 . منسوب به جدّ به نام اوَيس ؛ 2 . گروهى از اهل معرفت كه همانند اوَيس قَرَن ، با جذبهى حضرت حق و بدون استاد به مقامات عالى رسيدهاند .
( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 515 .