تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
- خداوندا ! اگر آسمان طوق گردنم كنى ، و زمين پاى بندم ، و جمله عالم به خون من تشنه گردانى ، من از تو بر نگردم . « 1 »

( 1089 ) سيّد جعيدى « 2 »

صاحب كرامات و خوارق عادات است كه در اواخر قرن 13 دار دنيا را وداع گفت . گويند : يك روز پيش از مردنش ، در حالى كه سالم بود ، در ميان مردم آمد و با آنان وداع نمود و گفت : مىخواهم سفر كنم . كسى گمان نمىبرد كه او مىخواهد از دنيا برود ، تا آن كه روز دوّم به ديدار محبوب شتافت . « 3 »

( 1090 ) سيّد جلال بن احمد كبيرى بخارى

عارفى بزرگوار است كه به صحبت بهاءالدّين زكريّا رسيد و دست ارادت به وى داد . مدت عمرش در قرن شش و هفت قمرى واقع شد و مزارش در اوچه - قصبه‌اى از بلاد مولتان هندوستان - مىباشد . چنان كه گفته‌اند ، يكى از شاگردان وى بعضى از سخنان و خوارق و كرامات او را جمع‌آورى نمود و نام آن را خزانه جلالى نام نهاد و بنابر نقلى تصنيفاتى بسيار دارد . « 4 »
هامش
( 1 ) . روضات الجنّات ، ج 2 ، ص 231 ؛ تذكرة الاولياء ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 219 ؛ طبقات شعرانى ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 366 ؛ رياض العارفين ، ص 149 ؛ كرامات الأولياء . وى در ابتدا والى دماوند از قصبات تهران بود و پس از تنبّهش از اهل آن جا رضايت و حلاليت طلبيد . صاحب مستدرك روايت طولانى در اسرار حج از وى از امام چهارم نقل مىنمايد ج 2 ص 186 ، اما وى نمىتواند حضرت على بن الحسين - عليه السّلام - را درك كرده باشد ، و اين روايت را صاحب روضات از كتاب شرح نخبه فيفيّه سيد عبداللَّه جزائرى در باب حج از معروف كرخى متوفى 200 يا 204 از امام صادق - عليه السّلام - نقل مىكند ، ظاهراً اين نقل صحيح است . ( 2 ) . جعيدى : منسوب به جدّ ، به نام جعيد . ( 3 ) . كرامات الأولياء . ( 4 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 139 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 52 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)