الهى مىشود و فقط به يك هستى مطلق توجه مىكند ] و تو در تحت قدرت الهى صاحب قلب مىگردى كه برايت چيزى جز به او نمىباشد و آن چه را كه به او مىباشد ، براى او است و آن چه را كه به تو مىباشد و انجام مىشود و نسبت دارد [ از بدىها ] براى تو مىباشد ، پس به واسطهى ايمان از درجات و اقسام دنيا فارغ مىباشى ؛ زيرا در ايمان تصديق به خداوند مىباشد و به واسطهى علم از درجات و مراتب آخرت فارغ هستى ؛ زيرا در علم ، شناخت خداوند است و به واسطهى معرفت ، از همه چيز فارغ مىباشى هر جا كه باشى ؛ زيرا خداوند با تو مىباشد از آن جا كه بر ارزش و قدر خود شناخت دارى . « 1 »
( 1391 ) پير حمداللَّه
از اهل اللَّه است و مزارش در تبريز ، نزديكى مقصوديّه در كوچه باغ نو قرار دارد . « 2 »
( 1392 ) ابوصالح ، حمدون بن احمد قصّار « 3 » نيشابورى
عارف بزرگوارى است كه با ابوتراب ، عسگر بن حسين نخشبى و سلم بن حسين باروسى مصاحبت داشت و در سال 271 در نيشابور از دنيا رفت و در مقبرهى حيرة [ حيدة ] به خاك سپرده شد .
گفتار
- نفس خويش را بر نفس فرعون فضل ننهم ، ولى دل خويش را بر دل فرعون فضل
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 521 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 116 ؛ كرامات الأولياء .
( 2 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شمارهى 45 .
( 3 ) . قَصّار : گازُر و جامهشوى .