شرفاً و فخراً أنّه أذن لك فى ذكر اسمه العظيم بلسانك الكثيف الّذى نجسته قاذوراتُ المعاصى . »
وقتى كه براى تو ثابت شد كه ترك معصيت ، اولِ دين و آخر آن و ظاهر و باطن آن مىباشد ، پس پيشى بگير به مجاهده و با جديّت تمام مشغول مراقبه شو از اول بلند شدنت از خواب تا شب هنگام وقت خوابت ، در تمام اوقاتت تا وقت خوابيدنت و در حضور مقدس حق تعالى ملازم ادب شو و بدانكه تو با تمامى اجزاى وجودت اسير قدرت او هستى و حرمت شرافت حضور او را مراعات كن و خدا را آن طور عبادت كن مانند آن كه او را مىبينى ، كه اگر تو او را نمىبينى ، او تو را مىبيند و همواره به عظمت او و پستى خود و بلندى او و كوچكى خود و عزّت او و ذلّت خود و بىنيازى و نيازمنديت متوجه باش و از بدى غفلتت از مقام او - جلّجلاله - غافل مباش ، با اين كه او همواره متوجه توست و در پيش روى او مانند بنده ذليل ضعيف بايست و زير قدمهايش مانند اظهار كوچكى سگ ضعيف نزد صاحبش اظهار كوچكى و ذلت كن و آيا كفايت نمىكند تو را براى شرافت و فخر پيدا كردن اين كه خداوند به تو اجازه داده كه اسم بزرگش را با زبان كثيفى كه معصيتهاى آلوده آن را نجس كرده ، ياد كنى .
- بعد از سعى در مراقبت ، البّته طالبِ قرب ، بيدارى و قيام سحر را اقّلًا يك دو ساعت به طلوع فجر مانده إلى مَطْلَعِ الشَّمْس از دست ندهد و نماز شب را به آداب و حضور قلب به جا آورد و اگر وقتش زيادتر باشد به ذكر يا فكر يا مناجات مشغول بشود ، ليكن قدر معيّنى از شب را بايد مشغول ذكر با حضور بشود ، در تمام حالاتش خالى از حزن نبوده باشد و اگر ندارد تحصيل نمايد به اسبابش .
- طالب قرب ، بايد در هر مجلس كه مظنّه وقوع در معصيت است ، البته ، البته ، البته اجتناب نمايد بلكه مجالست با اهل غفلت به غير از شغل ضرورت مضرّ است ، اگر چه از معصيت خالى بوده باشد . كثرت اشتغال به مباحات و شوخى بسيار كردن و لغو گفتن و گوش به اراجيف دادن قلب را مىميراند .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 291
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٩١