تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
- اگر طالب قرب ، بىمراقبت مشغول به ذكر و فكر بشود بىفايده خواهد بود ، اگر چه حال هم بياورد ، چراكه آن حال دوام پيدا نخواهد كرد ، گول [ فريب ] حالى كه ذكر بياورد ، بىمراقبه نبايد خورد . - از جمله‌ى ابواب عظيمه‌ى ايمان ، « حبٌّ فى اللَّه - جل‌ّجلاله - ، و بغضٌ فى اللَّه - جل‌ّجلاله - . » دوست داشتن براى خدا و دشمنى براى خدا مىباشد ، « و قد عقد له فى الوسائل و غيرها [ من ] كتب الأخبار باباً مستقلًّا ، فارجع إليها ، لعلّك تعرف عظمته ، و تأخذ لنفسك نصيباً منه . » ؛ ( و براى اين مطلب در وسائل الشيعه و غير آن از كتاب‌هاى اخبار باب مستقلى تشكيل داده شده است ، پس به آن‌ها رجوع كن شايد عظمت آن را بشناسى و خود نصيبى از آن ببرى . ) - يكى از اسامى روز قيامت يومُ الْحصَاة است و ديگرى يومُ التَّناد ، از طرفى منادى به خنده و بشارت ندا مىكند : « يا أهل الجنّة ! إركبوا . » اى اهل بهشت سوار شويد . و از جاى ديگر ندا مىكند : « يا أهل النّار ! اخسئوا . » اى اهل آتش ساكت شويد . و يكى را خلعت مىبخشند و ديگرى را مىكِشند . طايفه [ اى ] سرمست شراب طهور و قومى جگرشان قطعه قطعه از ضرايع و زقّوم . مانده‌ام حيران ، نمىدانم از قهرش بيان كنم يا از مِهرش بگويم ، اهل قهرش خاكيان و اهل مهرش افلاكيانند ، يعنى اشخاصى كه خود را به افلاك نوريّه رسانيده‌اند [ رسانده‌اند ] ، اصلًا اعتنايى به اين افلاك ندارند ، جسمشان جان و جانشان در عرش رحمان . اى به فداى قلوبى كه نور الهى - جل‌ّجلاله - در آن‌ها تابان و جلالت مرتبه شان‌پايان ، خود را از عالم گسسته و به عالم انوار پيوسته ، منوّر به انوار معرفت و مخلّع به خلعت محبّت ، زهدشان پشت پا به دنيا زده ، توكّلشان