است ؛ و هر كه حقّ - تعالى - را بر دل خويش برگزيند ، صاحب جود است ؛ و هر كه حق - تعالى - را بر جان برگزيند ، صاحب ايثار است .
- هر كه جان خود را نتواند در راه دوست گذارد ، گو عاشقى را ترك نماى و در آن طريق قدم مگذار .
- روزى بر منبر مذمّت آدمى مىكرد ، كه ظلوم و جهول و معجب و حسود و غير ذلك است . سالكى برخواست و گفت : با اين همه صفت ذميمه ، محلِّ دوستى دارد ، گفت :
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 1 » آنان را دوست مىدارد و آنان [ نيز ] او را دوست دارند .
- كسى نزد وى آمد ، كه از راه دور آمدهام به زيارت شيخ ابو على . گفت : يافتن اين حديث به طىّ مسافت نباشد ، از نفس خويش گامى برگير فراتر شو ، همه مقصود آن جا حاصل است .
- كسى به وى گفت : مرا وساوس شيطانى آسوده نگذارد . شيخ گفت : درخت تعلّق دنيا از ميان بركن ، تا گنجشكها بر آن ننشينند . تا درخت تعلّق دنيا و محبّت آن ، كه در باطن شاخها نموده ، از بيخ برنكنى ، البّته از دست مرغان شيطانى خلاصى نيابى . « 2 »
( 1282 ) سيّد حسن بن محمّد ساوجى « 3 »
عالم و فقيهى صاحب ورع و تقوى و از صلحا و اخيار و ابرار است كه در حدود سال 1351 در ساوج دار دنيا را وداع گفت . « 4 »
هامش
( 1 ) . سورهى مائده ، آيهى 54 .
( 2 ) . تذكرة الاولياء ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 362 .
( 3 ) . ساوى / ساوَجى : منسوب به شهر قديمى ساوه واقع در فيما بين تهران و همدان .
( 4 ) . طبقات اعلام الشيعه ( نقباء البشر ) ، ج 1 ، ص 434 ، شمارهى 860 .