شعر
- صبرتُ و لم اطّلع هواى على صبرى * و أخفيتُ ما بىمنك عن موضع الصبر
صبر كردم و محبتم را بر صبرم آگاه ننمودم و با تحمل و صبر ، آن چه را كه داشتم
از تو مخفى كردم .
مخافة أن يشكو ضميرى صبابتى * إلى دمعتى سرّاً ، فتجرى و لا أدرى
از ترس اين كه باطنم دلدادگيم را به اشك چشمم در باطن بازگو كند تا در حالى
كه من نمىدانم جارى شود . « 1 »
( 1281 ) ابوعلى ، حسن ابن محمد دقاق [ ذقاق ] « 2 »
عارف بزرگوارى است كه در علم و عمل و شوق و عشق و محبّت يكتا و مريد ابوالقاسم نصر آبادى بود . در ماه ذى القعده سال 405 يا 412 چشم از جهان فرو بست .
از وى كتابى در وعظ مشتمل بر 360 مجلس بر جاى مانده است .
گفتار
- درخت خودروست آن كه او را نپرورده باشند ، برگ بياورد امّا بار نياورد و اگر بار آورد بىمزه و طعم باشد ، همچنين سالك و مريدى كه به تربيت استادى پرورده نباشد ، از وى هيچ چيز نيايد . . .
- مراتب سخاوت سه است : هر كه حقّ را بر جان خويش برگزيند ، صاحب سخاوت
هامش
( 1 ) . تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ج 1 ، ص 307 ، شمارهى 2735 ؛ روضات الجنّات ، ج 2 ، ص 291 .
( 2 ) . محتمل است وى همان ابوعلى ، حسن بن على نيشابورى ، استاد عبدالكريم قشيرى باشد كه در مدرسهاى در نيشابور نزد يكديگر مدفونند . اين احتمال از جهت تاريخ هم صحيح است ، زيرا قشيرى تقريباً 95 سال عمر كرده ، و سال 469 از دنيا رفته ، و احتمال ديگر آن است كه حسن بن محمد ، و حسن بن على دو نفر باشند . در هر صورت ما شرح حالى مستقل براى حسن بن على ذكر نكردهايم ، زيرا بنابر آن چه از بعضى تراجم به دست آمد ، هر دو يكى هستند .