وقتى كه بندهاى به تمام معنا از غير خدا بريده و به طرف خداوند برود ، اولين چيزى كه خداوند به او مىدهد بىنيازى به خودش از غير خودش مىباشد .
- « إذا سكن الخوف فى القلب ، لم ينطق اللّسان إلّابما يعنيه . »
وقتى كه خوف در قلب جايگزين شود ، زبان جز به آن چه مقصود است و گفتنش لازم مىباشد ، سخن نمىگويد .
- « إنّ اللَّه يرزق العبد حلاوة ذكره ؛ فإن فرَح به و شكره ، آنسه بقربه ؛ و إن قصّر فى شكره ، أجرى الذّكر على لسانه ، و سلبه حلاوتَه به . »
خداوند شيرينى يادش را روزى بنده مىكند ، پس اگر به آن خوشحال شود و شكرش را به جا آورد ، خداوند او را به قرب خويش مأنوس مىگرداند و اگر در شكر گزارى كوتاهى كند ، ذكر را بر زبانش جارى نموده ولى شيرينيش را از او مىگيرد .
- « الهمّة مقدّمة الأشياء ؛ فمن صحّح همّته بالصدق ، أتت توابعها على الصحّة والصدق ، فإنّ الفروع تتبع الاصول . و من أهمل همّته ، أتت عليه توابعها مهملةً ، والمهمل من الأفعال و الأحوال لا يصلح لبساط الحقّ . »
همّت مقدمهى امور است ، پس كسى كه به راستى همتش را تصحيح كند توابع آن به طور صحيح و راستى برايش مىآيد ؛ زيرا شاخهها تابع ريشههاست و اگر كسى همّتش را رها كند ، توابع آن نيز به طور مهمل برايش ظاهر مىشود در حالى كه افعال و حالات مهمل و بىجهت ، صلاحيت درگاه حق تعالى ندارد .
- « روائح نسيم المحبّة تفوح من المحبّين و إن كتموا ، و تظهر عليهم دلائلها و إن أخفوها ، و تدلّ عليهم و إن ستروها . »
رائحهى نسيم محبت از محبين ظاهر مىشود ، هر چند كه [ محبت را ] بپوشانند و نشانههاى آن برايشان آشكار مىشود ، گر چه آن را مخفى كنند و راهنماى آنان خواهد بود ، هر چند آن را بپوشانند .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٠٩