پرسيد : چگونه ؟ گفت :
« تركتُ ما يريبنى إلى ما لا يريبنى ، فاسترحتُ . »
امور مشكوك را براى رسيدن به امور يقينى رها كردم و راحت شدم .
- « ما أيسر الورع ! إذا شككتَ فى شىء ، فاتركه . »
چه قدر آسان است ورع ، وقتى در چيزى شك داشته باشم آن را رها مىكنم .
- در مرض موقت به او گفتند :
« كيف تجدك ؟ قال : بخير ، إن نجوت من النّار . فقيل له : فما تشتهى ؟ قال : ليلة بعيدة ما بين الطرفين ، احيى ما بين طرفيها . »
چگونهاى ؟ جواب داد : خوبم ، اگر از آتش رهايى يابم ! سؤال شد : چه چيزى ميل دارى ؟ گفت : شبى كه اوّل و آخرش طولانى باشد تا آن را احيا بدارم .
( 1221 ) بابا حسن
از اخيار و ابرار است كه مزارش در محلّه بيد آباد اصفهان قرار دارد .