تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

( 1220 ) ابوعبداللَّه ، حسّان بن سنان « 1 »

از اهل اللَّه و از ابرار و ابدال است . « حافظ الطّرف واللّسان ، رابط القلب والجنان . » نگاهدار چشم و زبان بود و دل خود را مىپاييد . و با محمد بن واسع و مالك دينار - متوفى به سال 131 - معاصر و از عراقيين و تجّار بصره بود . گفته‌اند تجارت مىنمود و به قدر قوُت خود بر مىداشت ، و بقيّه را تصدّق مىكرد . حكايت - نقل است كه روزى به غرفه‌اى مىگذشت ، پرسيد : چه مدت است كه اين غرفه ساخته شده ؟ سپس متوجّه خود گشت و گفت : به تو چه مربوط است و تو را با اين كار چه كار ؟ از چيزى سؤال مىكنى كه تو را فايده نباشد . پس نفس خود را [ براى اين سخن بى جا ] به يك سال روزه گرفتن عقاب نمود . گفتار - يونس بن عبيد به او گفت : « ما عالجتُ شيئاً أشدّ علىّ من الورع . » من معالجه نكردم چيزى را كه سخت‌تر باشد بر من از ورع . حسّان گفت : « لكن ما عالجتُ شيئاً أهون علىّ من الورع . » لكن من چيزى را آسان‌تر از ورع معالجه نكردم .
هامش
( 1 ) . سِنان : نام جدّ .