( 1220 ) ابوعبداللَّه ، حسّان بن سنان « 1 »
از اهل اللَّه و از ابرار و ابدال است .
« حافظ الطّرف واللّسان ، رابط القلب والجنان . »
نگاهدار چشم و زبان بود و دل خود را مىپاييد .
و با محمد بن واسع و مالك دينار - متوفى به سال 131 - معاصر و از عراقيين و تجّار بصره بود . گفتهاند تجارت مىنمود و به قدر قوُت خود بر مىداشت ، و بقيّه را تصدّق مىكرد .
حكايت
- نقل است كه روزى به غرفهاى مىگذشت ، پرسيد : چه مدت است كه اين غرفه ساخته شده ؟ سپس متوجّه خود گشت و گفت : به تو چه مربوط است و تو را با اين كار چه كار ؟
از چيزى سؤال مىكنى كه تو را فايده نباشد . پس نفس خود را [ براى اين سخن بى جا ] به يك سال روزه گرفتن عقاب نمود .
گفتار
- يونس بن عبيد به او گفت :
« ما عالجتُ شيئاً أشدّ علىّ من الورع . »
من معالجه نكردم چيزى را كه سختتر باشد بر من از ورع .
حسّان گفت :
« لكن ما عالجتُ شيئاً أهون علىّ من الورع . »
لكن من چيزى را آسانتر از ورع معالجه نكردم .
هامش
( 1 ) . سِنان : نام جدّ .