شعر
- بجو اى ديده ! در درياى دل آن دُرِّ دلجو را * در آنت غوطه خواهم داد ، تا پيدا كنى او را
از هر چه به دو ميل دلِ غافل ماست * جز حيرت و حسرت ، چه دگر حاصل ماست
سبحان اللَّه همه خوشىهاى جهان * گويى ز براى ناخوشىِّ دل ماست
( 1219 ) حسرت همدانى
بهرهمند از علوم رسمى و سربلند به ترك و تجريد و از معارف سالكين و اكابر شعرا است كه اوقاتش به سياحت مصروف و به وارستگى معروف بود . گويا در قرن 13 مىزيست .
شعر
- هر كس به كسى دارد گر عهدى و پيمانى * بر عهد تو پيوندد آخِر همه پيمانها
كسى را كار [ دل ] مشكل نيفتد * سروكار كسى با دل نيفتد
به هر گل مىرسد مىبويد اين دل * نمىدانم كه را مىجويد اين دل