به خدا سوگند اگر انسانى به من بگويد كه به خدا سوگند عملت عمل كسى كه ايمان به روز حساب دارد ، نيست حتماً مىگويم راست مىگويى ، پس به خاطر قَسَمت كفّاره نده كه تو قسم را نشكستى .
- « إن لم تخف أن يعذِّبك اللَّه على خير أعمالك ، فأنتَ هالك . »
اگر نمىترسى كه خداوند تو را بر بهترين كارهايت عذاب نمايد ، پس هلاك شونده هستى .
- « لولا أخشى أن أتصنّع لِاخى فلان ، لاجتمعتُ به ، و لكن بلغوه عنّى السّلام . »
اگر نمىترسيدم كه براى فلان برادرم كارى را به خود ببندم [ بدون حقيقت انجام دهم ] حتماً با او جمع مىشدم و لكن از طرف من به او سلام برسانيد .
- « لا أعلم شيئاً من أعمال البرّ أفضل من لزوم المرء بيته ، و لو كانت لى حيلة فى عدم الخروج إلى هذه الفرآئض تُخلّصنى ، لفعلتُ . »
از كارهاى نيك برتر از در خانه نشستن انسان و ملازم آن بودن نمىدانم و اگر چارهاى داشتم در خارج نشدن به سوى اين واجباتى كه مرا خلاص كند حتماً انجام مىدادم .
- « ليس ينبغى للمؤمنين [ للمؤمن ] أن يشغله عن اللَّه شىء ، لا فقر و لا غنى ، و لا صحّة و لا مرض . »
سزاوار نيست براى مؤمن اين كه چيزى او را از خداوند به خود مشغول گرداند ؛ نه فقر و نه دارايى و نه صحت و نه مرض .
- « من قرأ القرآن ، فآثر الدّنيا على الآخرة ، فقد اتّخذ القرآن هزُواً ؛ و من كانت النّوافل أحبَّ إليه مِن تركِ الدّنيا ، لم آمن أن يكون محروماً ؛ والحساب أضرّ علينا من السّيّئة .
والسّلام . »
كسى كه قرآن را بخواند و دنيا را بر آخرت برگزيند ، به تحقيق قرآن را مسخره گرفته است و كسى كه انجام مستحبات نزد او محبوبتر باشد از ترك دنيا ، از محروميت ايمن نيست در حالى كه ضرر حساب بر ما از گناه بيشتر است . والسلام .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٨٣