گيرد كه از خود وجودى نبيند و از خود بكلّى بميرد و تمام اعضاء و جوارح خود را فداى او نمايد .
- محبّ از چشم باطن در كشاكش بلا ، روح و صفا بيند و در عين محنت ، راحت و در ذلّت ، عزّت و در مرض ، صحّت و در فقر و پريشانى ، غنا و دولت مشاهده نمايد ؛ لهذا متحمّل شود هر چه را كه ناملايم طبيعت وناخوش نفس است ، به بوى وصل جانان
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
؛ ( در قرارگاه صدق ، نزد پادشاهى توانايند . )
شعر
- هر چند كه در دنيا راحت نبود امّا * آسودگىاش باشد كو راحت جان دارد
دانى چه بوَد راحت آسودگى دنيا ؟ * آلوده به اين دنيا ، صد درد نهان دارد
جوار يار مىخواهى ، بِهِل اين جاه و حشمت را * بهشت وصل مىجويى ، بِهَشت اين راحت دنيا
چه راه عشق مىپويى ، مقام امن كى جويى ؟ * كه سالك اندر اين وادى ، چو پروانه است بىپروا
( 1206 ) حجة الدّين ملتانى « 1 »
صاحب زهد و ورع و تقوى است كه مصاحبت با شيخ نظام الدّين ، محمد بن احمد بخارى - متوفى به سال 720 - را اختيار نمود . « 2 »
هامش
( 1 ) . مُلتانى / مولتانى : منسوب به مُلْتان شهر تاريخى مشهور واقع در ناحيهى پنجاب پاكستان .
( 2 ) . ثمرات القدس .