وجد و حال و توجّه تام به ثامن الائمه على بن موسى الرّضا - عليه السّلام - قبله را با حرم آن حضرت اشتباه مىكرد و گاهى در بين نماز به طرف حرم امام رضا - عليه السّلام - برمىگشت . چون به وى تذكّر دادند ، اين بيت را مىخواند :
شد مُشتبه ز كعبه به ميخانه راه ما * اى بهتر از هزار يقين ، اشتباه ما !
شعر
- نهان در خاك كن ما و تويى را * يكى كن در همه عالم دويى را
وجودت جز طلسم جادويى نيست * ز هم بشكن طلسم جادويى را
به هر سويى كه ره پويى نجويى * مگر پويى تو سوى بىسويى را
نگردد جام جَم دل ، تا نبينى * در او پيدا جمال خسروى را
عيش و عشرت چيست ؟ دانى در جهان * از خودى ، در بىخودى كردن قرار
ما گدايان را بوَد چشم از خوان لطف * لعل دلجوى تو هر روزى كه مهمانى كند
- گاهى سخن از عشق بگوييد ، بگوييد * گه در ره توحيد بپوييد ، بپوييد
هر چند كه اين كام به جُستن نشود رام * چندان كه توان جُست بجوييد ، بجوييد
اين دام بِبُرّيد و بر آن بام بِپرّيد * اين خام بدرّيد و بدان كام [ گام ] بپوييد
با آب از اين جامه پليدى نتوان شست * با آتش سوزانش بشوييد ، بشوييد
تا چند از اين خاك بميريد و بزاييد * گامى بگذاريد و بر افلاك برآييد
يك بار بميريد و دوم بار نميريد * يك بار بزاييد و دوم بار مزاييد
باز آمدن و رفتن از اين خانه شما را * از چيست ؟ بپرسيد كه چونيد و چراييد ؟
بر دولت و بر مال فزايش نكند سود * آن سود بوَد سود ، كه بر خود بفزاييد
شبى كه بىرخ و زلف تو صبح كنيم * نه لايق است كه از عمر خود حساب كنيم
چه عجب خانهاى است ميخانه * كه هميشه ز باده باد آباد
هر كه آمد به سوى اين درگاه * يافت مقصود و بر گرفت مراد
شاه عالم شد آن كه بر اين در * سر افتادگى به خاك نهاد