تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
صحيحى برايت داشت . سپس گفت : دنبال من بيا . ) ديدم زمين در زير پاى ما پيچيده مىشود ، تا آن كه آثار خانه خدا و صداى حجّاج را شنيدم ، به من گفت : « هذه بكّة » « 1 » سپس اين ابيات را بخواند :
مَن عامل اللَّه بتقواه * و كان فى الخلوة يرعاه
كسى كه با تقوايش با خدا معامله كند و در خلوت او را مراعات نمايد .
سقاه كأساً من صفا حبّه * تسلبه لذّة دنياه
او كاسه‌اى از محبت خالصش به او مىنوشاند كه لذت دنيا را از او سلب كند .
فأبعد الخلق و أقصاهم * وانفزد العبد بمولاه
پس از افراد دورى كرده و آن‌ها را از خود دور كرده و بنده فقط به مولايش اكتفا مىكند . « 2 »

( 1141 ) جوان مجهول

ابوالقاسم جنيد - متوفى به سال 299 - حكايت جوانى را كه ملاقات كرده مىنمايد . ذكر آن در ترجمه جنيد آمد . « 3 »

( 1142 ) جوان مجهول

همچنين جنيد حكايتى ديگر نقل مىكند از جوان ديگرى ، كه ذكر آن در ترجمه‌اش گذشت . « 4 »
هامش
( 1 ) . اين بكّه ( اسم ديگر مكه به اعتبار ازدحام مردم در آن جا ) است . ( 2 ) . ر . ك : شرح حال ذوالنّون . ( 3 ) . ر . ك : شرح حال جنيد . ( 4 ) . ر . ك : شرح حال جنيد .