( 970 ) ابوالحسين ، بندار بن حسين بن محمد بن ملهب شيرازى
عارف باللَّه و عالم به حقايق و اصول است و با جعفر حذّاء صحبت داشت و شبلى وى را بزرگ مىداشت . استاد ابوعبداللَّه خفيف بود و ميانشان مكاتباتى در مسايل مختلف برقرار شد . اصلش از شيراز و ساكن آذربايجان بود . ابوالحسين در سال 353 دار دنيا را وداع گفت .
گفتار
- « لاتخاصِم نفسَك ، فإنّها ليست لك ، دعها لمالكها يفعل بها ما يريد . »
با نفس خويش دشمنى نكن ، كه آن براى تو نيست ، آن را به مالكش واگذار كن ، تا هر كارى كه مىخواهد با آن بكند .
- « ليس من الأدب أن تسأل رفيقك إلى أين ؟ أوفى أيش ؟ »
پرسيدن از دوست كه كجا مىروى ؟ يا در چه امرى و مشغول چه كارى هستى از ادب به دور است .
- « من لم يجعل قبلته على حقيقة ربّه ، فسَدَت صلاته . »
كسى كه قبلهى خود را بر حقيقت پروردگارش قرار ندهد ، نماز او فاسد و باطل است .
- « من أقبل على الآخرة ، و ركن إليها ، أحرقته بنورها ، و صار سبيكة ذهَب ينتفع به ؛ و من أقبل على اللَّه ، أحرقه بنور التّوحيد ، وصار جوهراً لا قيمة له . »
كسى كه به آخرت روى آورده و به آن دل ببندد ، آخرت با نور خود ، او را مىسوزاند و مانند شمش و قطعهاى از طلا مىشود كه مىتوان از آن بهره برد و هر كس كه به خدا روى آورد ، خداوند او را با نور توحيد مىسوزاند و او گوهرى مىگردد كه ارزشى براى آن نمىتوان معيّن كرد .