تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

( 964 ) ابوعبداللَّه [ ابوعمر ابوعبدالكريم ] ، بلال بن رباح مولى رسول اللَّه

- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - عارفى برجسته ، متعبّد ، مجرد ، صادق ، طاهر القلب و موذّن رسول اللَّه - صلّىاللَّه‌عليه وآله‌وسلّم - است كه بعد از آن حضرت ، اذان نگفت ، مگر وقتى كه براى زيارت مزار ايشان آمد و يا به تقاضاى حضرت فاطمه - عليهاالسّلام - كه آن هم ناتمام اذان را خاتمه داد . بنابر آن چه نقل شده است رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - درباره‌ى وى فرمود : « نِعم المرءُ البلال ! » بلال ، مرد خوبى است . و حضرت صادق - عليه السّلام - فرمود : خدا رحمت كند بلال را كه ما اهل بيت را دوست مىداشت . « كان بلال عبداً صالحاً ، و كان صهيب عبد سوء ، كان يبكى على عمر . » بلال بنده‌ى صالحى بود ، ولى صهيب بنده‌ى بدى بود زيرا بر عُمر مىگريست . بلال در جنگ‌هاى رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - شركت داشت و در سن بيش از 60 سالگى ، در سال 18 يا 20 يا 21 در دمشق به مرض طاعون از دنيا رفت و در باب صغير به خاك سپرده شده و گفته شده كه در حلب از دنيا رفته و در باب اربعين به خاك سپرده شد . حكايت چون خورشيد مىتابيد و از گرما برافروخته مىشد ، وى را در بيابان مكه به پشت مىخوابانيدند و سنگى بر سينه‌اش مىگذاشتند و مىگفتند : بر اين حال هستى تا به محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - كافر شوى ، و لات و عُزّى را عبادت نمايى . بلال مىگفت : احَدٌ أحَدٌ .