تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
گفتار - خدا خلق را به خود خواند به انواع لطف و نيكويى ، اجابت نكردند ، پس بر ايشان بلاهاى گوناگون فرو ريخت ، تا ايشان را به بلا ، به سوى خود بازگرداند ، چون ايشان را دوست مىداشت . - فوتِ حاجت ، آسان‌تر است از خارى كشيدن براى آن . « 1 »

( 871 ) امّ على و حسين [ حسن ]

از عابدات و زاهدات و قانتات و قائمات است . دو فرزندش ، محمد سال 154 ، و حسين سال 163 از دنيا رفتند و مادرشان نيز پيش از محمّد چشم از جهان فرو بست . « 2 »

( 872 ) امّ محمد

از صالحات و عمّه شيخ عبدالقادر گيلانى - متوفى به سال 561 - است . حكايت زمانى در گيلان خشك سالى شد ، مردم به استسقاء رفتند اما باران نيامد . همه به در خانه امّ محمد آمدند و گفتند : دعا كن ، باران بيايد . وى خانه خود بِرُفت و گفت : خدايا ! من جاروب كردم ، تو آب بپاش . چيزى نگذشت ، بقدرى باران آمد به گونه‌اى كه گويا دهانه‌هاى مَشك‌ها را باز كرده‌اند . « 3 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ، شماره‌ى 599 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 97 . ( 2 ) . ر . ك : شرح حال دو فرزندش حسين [ حسن ] و على بن صالح بن حىّ . ( 3 ) . رشحات عين الحياة ، شماره‌ى 605 .